جمعه, 26 آبان 1396


تماس با ما

 اردبیل، میدان ارتش، شرکت آب منطقه ای اردبیل

کد پستی: 5619667691

تلفن: 3-33710001 - 045

تلفن گویا: 33714815

فکس: 33714210 - 045

پست الکترونیک: ardabil@arrw.ir

آمار بازدیدکنندگان
کاربران آنلاین :6
بیشترین بازدید همزمان:70
بازدید امروز :1747
بازدید دیروز :1688
کل بازدید :634789
میانگین بازدید :595
آخرین به روزرسانی:1396/08/26 20:31:03

شهید شاپور برزگر گلمغانی

شاپور برزگر ،در 22 آبان ماه 1336 از مادر به نام سریه ، در خانواده ای نسبتا مرفه و مذهبی در شهرستان اردبیل به دنیا آمد. پدرش ( اسکندر) به همراه برادران خود در خانه ای که از پدر به ارث برده بودند زندگی می کرد ند .شهید در کودکی نسبت به دیگر همسالان خود قد بلندتر بود وهیکل درشتی داشت از این رو رهبری سایر بچه ها وهمبازیهایش را به دست می گرفت و به هنگام باز ی همه را تحت نظارت خود در می آورد.

در سال 1343 به دبستان شمس حکیمی ( ابوذر فعلی ) رفت . در سال 1348 مقطع راهنمایی را گذراند و در سال 1352 راهی دبیرستان شریعتی اردبیل شد . در طول مدت تحصیل از کمک به پدر در دامداری غفلت نمی ورزید و حتی گاهی در کارهای خانه به مادرش کمک می کرد . علاوه بر این هنگامی که دانش آموز دبیرستان بود در حرفه آهنگری و پنجره سازی مشغول به کار شد .

در سالهای نوجوانی ، به کشتی علاقمند شد وبه صورت نیمه حرفه ای این ورزش را ادامه داد وچندین بار موفق به کسب رتبه در این رشته گردید .

پس از پایان تحصیل و کسب مدرک دیپلم ، برای مدت کوتاهی در تهران به کار مشغول شد اما به اردبیل بازگشت و در گارگاه آهنگری که پدرش دایر کرده بود به کار پرداخت . در همین زمان به قید قرعه از خدمت سربازی معاف شد.

با شروع انقلاب و تظاهرات مردم علیه رژیم پهلوی ، به صف تظاهر کنندگان پیوست و در مواقع ضروری در ساختن کوکتل مولوتوف ، پخش اعلامیه ، شعار نویسی روی دیواری و ... بسیار فعال بود . تا آنجا که به اتفاق چند تن از دوستانش پس از شناسایی منزل یک ساواکی ، شبانه ماشین فرد ساواکی را به آتش کشیدند .فردای آنروز شاپور دستگیر و در کلانتری اردبیل مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت و به زندان انتقال یافت . اما پس از آزادی از زندان همراه مردم در تظاهرات شرکت می جست و به فعالیت های خود ادامه داد. حتی چندین بار تحت تعقیب قرار گرفت اما نتوانستند او را دستگیر نمایند.

شاپور در جریان مقابله با منافقین فعالیت بسیار داشت و گاه شبها تا صیح در سطح شهر گشت می زد و اعلامیه آنها را جمع آوری می کرد

با شروع جنگ تحمیلی و پیشروی دشمن به سوی آبادان وخرمشهر ، راهی جبهه شد و به اتفاق دوستانش به دفاع ازآبادان پرداخت و در طی یک عملیات محدود مجروح شد او پس از بهبودی ، در سپاه پاسداران اردبیل واحد آموزش را برعهده گرفت .

در تاریخ 11/2/1361 چند روز قبل از شروع عملیات فتح المبین به جبهه اعزام شد ودر منطقه حسینیه بین اهواز و خرمشهر توان فرماندهی و شجاعت خود را نشان داد در این عملیات همراه نفرات گروهان شهید باهنر که فرماندهی آن را به عهده داشت با پاتک دشمن به مقابله برخاست و دشمن را به عقب نشینی وادار کرد استعداد نیروهای دشمن در این پاتک سه تیپ بود . مدتی بعد به جبهه رود نیستان و از آنجا به خرمشهر ( شلمچه ) رفت . شاپور در اولین مرحله از عملیات بیت المقدس به همراه دوست و یار صمیمی خود جعفر جهازی نیز شرکت داشت . در این عملیات ، جعفر به شهادت رسید و او از ناحیه کتف مجروح شد و پس از مداوا و ارائه گزارش به شلمچه رفت و در ضمن یک نبرد سخت به اتفاق چند نفر از همرزمانش موفق شد جنازه شهید جعفر جهازی را به عقب بیاورد . در عملیات آزاد سازی خرمشهر شرکت داشت پس از خاتمه عملیات ، شاپور به اردبیل بازگشت

بعد از عملیات بیت المقدس به خاطر شهادت عده ای از دوستانش بسیار متاثر بود و مدام یا د آنها را مرور می کرد و به زبان می آورد . او برای خود در خانه اتاقی کوچک ساخته و اسم آن را حجله شهداء گذاشته بود وتصاویر شهدا را بر دیوار آن نصب کرده بود ودر آنجا با خود خلوت می کرد و به عبادت می پرداخت . این حوادث زمینه تحولی درونی را برای او فراهم کرد و در تاریخ 11 /8/1361 دوباره عازم جبهه گردید ودر سمت مسئول آموزش لشکر 31 عاشورا به کار مشغول شد اما به دلیل بروز تاخیر در عملیات به اردبیل بازگشت . در عملیات والفجر مقدماتی بهمن سال1361 مسئول آموزش نظامی تیپ 9 بود در عملیات والفجر 1 فرماندهی گردان حبیب بن مظاهر را به عهده داشت . پس از این عملیات به فرماندهی گردان حبیب بن مظاهر را به عهده داشت .پس از این عملیات به فرماندهی پادگان آموزشی شهید پیرزاده اردبیل منصوب شد . در تاریخ 14/2/62 در اثر انفجار نارجک در پادگان آموزشی دست راستش از مچ قطع شد بعد از ترخیص از بیمارستان شهید مصطفی خمینی تبریز به مدت سه ماه مسئولیت واحد آموزش نظامی منطقه پنج کشوری راعهده دار بود.

شهید برزگر به تاریخ 29/7/62 در منطقه پنجوین در عملیات والفجر 4 شرکت کرد . در این عملیات ، هماهنگ کننده محورهای عملیاتی بود . منطقه عملیات کوهستانی بود و تعدادی از واحدهای لشکر در محاصره دشمن قرار گرفته بودند واز عقبه درخواست نیروی کمکی کردند. دو گروهان به آنها ملحق شد . یک گروهان توسط برزگر و یک گروهان توسط مصطفی اکبری ، هدایت و رهبری می شد .مقدر بود که او زنده بماند تادر عملیات بعدی نیز حضور یابد تا این که در مرحله سوم عملیات والفجر 4 و در ارتفاعات شیخ گزنیشین در سمت مسئول محور لشکر 31 عاشورا در خاک عراق ( پنجوین ) به تاریخ 13/8/1362 در اثر تیر دوشکا و اصابت ترکش به پشت به شهادت رسید . مدفن او در گورستان غریبان شهرستان اردبیل واقع است

شهید میر محمود بنی هاشم

میر محمود بنی هاشم ، در10 خرداد 1377 در روستای ساحلی سفلی از توابع مشکین شهر در خانواده ای کشاورز متولد شد . وی نخستین فرزند خانواده بود ودر کودکی با راهنمایی مادرش- رقیه مصطفوی به یادگیری قرآن پرداخت .او تحصیلاتش را نخست در روستای نیران در مجاورت زادگاهش گذرانده وآنگاه یه همراه خانواده به شهرستان تبریز نقل مکان کرد و در مدرسه شبانه روزی قطران ، مقطع دبستان را به پایان برد. دوره راهنمایی رانیز در مدرسه راهنمایی پاسارگاد تبریز با نمرات عالی در سالهای 50-1348 به اتمام رساند .اما مشکلات اقتصادی خانواده .مانع از ادامه تحصیل او در دبیرستان شد

شید بنی هاشم .نوجوانی را با کار روزانه در قالیبافی و درس خواندن شبانه ،پشت سر گذاشت و دوره متوسطه را به صورت متفرقه پی گرفت

در سال 1356 ، میر محمود به سربازی اعزام و در نیروی هوایی تهران مشغول می شود .تماسهای او با افرادی چون پدر بزرگش که فردی متدین و آگاه بود بسیار موثر واقع شدو نگرشی ضد رژیم و استبداد پهلوی را به او می بخشد و حضور او در راهپیماییها و تظاهرات ،قبل از اعزام به سربازی ، ناشی از برخورد و آشنایی با این گونه افراد است . در طول خدمت سربازی نیز اوهمچون قیل به فعالیتهاش ادامه می دهد به طوری که پخش اعلامیه های خضرت امام در پادگان .عمده ترین فعالیت اوست.

میر محمود این اعلامیه ها را از پسرش عمویش که روحانی مقیم قم بود دریافت و پخش می کرد تا اینکه فرمان امام (ره) مبنی بر فرار از پادگانها صادر می شود و او نیز از پادگان فرار می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی . میر محمود در سال 1359 به طور رسمی به عضویت سپاه پاسداران در می آید و بعد از سپری کردن دوران آموزش ، به جبهه اعزام می شود و ابتدا به سردشت می رود . سپس در سال 1360 در منطقه مهران حضور پیدا می کند و به خاطر رشادتهایی که از خود نشان می دهد مورد تشویق فرماندهان رده بالا قرار می گیرد . شهید بنی هاشمی در همان سال به زیارت بیت الله الحرام مشرف می شود و پس از آن در عملیات بیت المقدس با پست فرماندهی گروهان در فتح خرمشهر شرکت می کند . او در عملیات والفجر 2و 4 نیز در سمت معاون گردان حضرت سید الشهدا و در علمیات خیبر با سمت فرماندهی گردان حضرت علی اصغر شرکت فعال دارد که در آخرین آنها زخمی و به پشت جبهه منتقل می شود اما بعد از دو روز استراحت در بیمارستان مستقیما به جبهه باز می گردد وعصازنان فرماندهی گردان حضرت قاسم را برعهده می گیرد .میر محمود همچنین در عملیات بدر ، فرمانده گردان حضرت قائم (عج ) است که طی این عملیات از ناحیه سر به شدت مجروح می شود .

در سال 1365 میر محمود بر اثر تصادف ، شدیدا آسیب می بیند و از ناحیه کمر دچار شکستگی می شود و همین خاطر در عملیات کربلای 5 شرکت نمی کند اما برادرش میر مسلم در این عملیات به شهادت می رسد

شهید بنی هاشم با نوشت وصیت نامه ای دیدگاههای خود را از تاریخ اسلام و شیعه و جایگاهی که هم اینک به واسطه انقلاب اسلامی در آن قرار دارد تبین می کند وی می نویسد :

این جانب میر محمود بنی هاشم راهی را که پرورگار عالم در قرآن کریم به ما نشان داده است انتخاب کردم . راهی ائمه معصومین و به خصوص سید مظلومین و سید الشهدا رفته است انتخاب کردم .زمانی که پروردگار عالم در قرآن کریم آن قدر به رزمندگان اسلام و مجاهدان فی سبیل الله ارزش قایل است پس چرا ما آن راه را انتخاب نکنیم

سر انجام میر محمود بنی هاشم در جریان عملیات نصر 7 در منطقه سردشت ودر ارتفاعات دوپازا ، در حالی که پیشاپیش نیروها در حرکت بود بر اثر اصابت نیر مستقیم به ناحیه سر وشکم در تاریخ 15 مرداد 1366 به شهادت می رسد

شهید داور یسری

داور یسری ، در 28 فروردین 1322 در کوچه معمار اردبیل، از مادری به نام سلمه نجد نبادی و در خانواده موسی یسری که خانواده ای متدین ومذهبی و کم درآمد بود- به دنیا آمد.

داور در اول مهر1338 به همراه برادر کوچک ترس ( جعفر ) به دبستان کمال رفت و در سال 1343 دوره ابتدائی را تکمیل کرد . او در انجام تکالیف درسی جدی بود و از مدرسه که بر می گشت بدون اینکه پدر و مادرش یادآوری کنند تکالیف را انجام می داد . از دوران مدرسه روحیه طرفداری از حق و عدالت در داور آشکار شد و از کودکی جانب مظلوم را می گرفت

داور در سال 1341 به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردد ودر اول مهر 1341 در پایه چهارم ابتدایی را در تهران شروع کرد و تا سال 1343 تحصیلات ابتدایی را در تهران ادامه داد.

در سال 1344 داور به همراه خانواده از تهران به اردبیل بازگشت .

یکی از از مهم ترین ابعاد زندگی داور ، مبارزات سیاسی و انقلابی او در قبل و بعد از انقلاب اسلامی بود که از گرایشات عمیق دینی و روح انقلابی وی نشات می گرفت . او در زمره جوانان و نوجوانانی بود که از دوره دبیرستان در اردبیل به فعالیتهای انقلابی و سیاسی رو آوردند. داور، تفکر و بینش انقلابی و ضد شاه و حاکمیت را در هر فرصتی بروز می داد

داور بعد از پایان دبیرستان و اخذ دیپلم در سال 1350 به خدمت سربازی اعزام شد و دوره آموزشی را در پادگان آموزشی کرج طی کرد . درهمین پادگان برای اقامه نماز جماعت در ارتش دوران شاه همت گمارد او را به دلیل مبادرت به این کار بازداشت و شکنجه کردند و نماز جماعت را هم ممنوع نمودند .اما سربازان بعد از آن اقامه نماز را ادامه دادند.

بعد از پایان دوره آموزشی ، داور با وجود کسب امتیاز بالا به جای انتخاب زادگاهش ، خدمت در سیستان و بلوچستان را برگزید ودر کسوت سپاه ترویج آبادانی در بمپور و ایرانشهر فعالیت می کرد و برای آموزشهای مذهبی و سیاسی بین مردم جلسات شایسته تشکیل می داد . پس از اتمام دوره سربازی ، در شهر ابرقو فارس در کارگاه ساختمانی یک شرکت خارجی مشغول به کار شد ودر مدت شش ماه کار در شرکت مزبور ، زبانهای ترکی استانبولی و عربی را از مهندسین و کارگران شاغل و در کارگاه فرا گرفت. در سال 1352 در آموزشکده متالوژی مشغول به تحصیل شد و هم زمان با تحصیل ، جلسات تدریس قرآن را در مسجد زرین شهر اصفهان برپاداشت تا جوانان را با این چشمه جوشان وحی آشنا سازد

با پیروزی انقلاب ، داور به عنوان یکی از چهره های انقلابی و موثر شهر اردبیل با مشورت عده ای از مسئولین شهری به تشکیل گروه ضربت کمیته انقلاب اسلامی همت گماشت

با شروع جنگ تحمیلی به سوی جبهه شتافت و همراه شهید محمد جهان آرا فرمانده وقت سپاه خرمشهر درعملیات های مختلف شرکت کرد تا اینکه در سال 1359 در خرمشهر مورد اصابت خمپاره قرارگرفت و به علت شکستگی استخوان لگن و قطع پا از ناحیه چپ معلول شد .بعد از ترخیص از بیمارستان مجددا به جبهه شتافت ودر عملیات آزاد سازی خرمشهر در بهار 1361 شرکت کرد

مدتی بعد به دنبال شهادت ابوالفضل پیرزاده فرمانده وقت سپاه پاسداران اردبیل به دست منافقین ، به پیشنهاد جمعی از دوستان و مسئولین و حجه الاسلام غفاری مسئولیت فرماندهی سپاه اردبیل را پذیرفت

بعد از فرماندهی سپاه اردبیل در سال 1363 به عضویت دفتر نمایندگی امام (ره ) در ستاد مرکزی سپاه درآمدو مسئولیت دفتر پیگیری فرمانهای حضرت امام خمینی ( ره ) را برعهده گرفت و تا سال 1365 به فعالیتهایش در دفتر نمایندگی حضرت امام (ره) در سپاه ادامه داد .در خلال فعالیت در دفتر نمایندگی ( ره) در سپاه در چندین نوبت جهت ارزیابی از وضعیت جبهه ها عازم منطقه می شد ودر منطقه های پر خطر حضور می یافت . او در جبهه ها به انجام سخت ترین و پر خطرترین کارها مبادرت می کرد. او شش بار در جریان این اعزامها مجروح شد . از آن جمله مجروحیت شیمیایی وی در سال 1363 در عملیات خیبر بود.

سرانجام ، داور یسری در 26 دی 1365 پس از سالها مجاهده ، در جریان عملیات کربلای 5 در شلمچه به شهادت رسید .پیکر پاک شهید داور یسری پس از تشییع باشکوه ، در گلزار شهدای اردبیل ( قبرستان ججین ) به خاک سپرده شد

 



بازدید:1610
تاریخ ثبت: 1395/05/17
آخرین به روزرسانی: 1395/06/02

« اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال »

© تمامی حقوق این وب‌سایت، متعلق به شركت سهامی آب منطقه‌ای اردبیل است.  |  تولید و پشتیبانی: گروه دیبا